تبليغاتX
آی سودا
 

 
 

هر وقت که ماه رمضون مياد منو با خودش ميبره به دوران بچه گیام
ياد خوش اونوقت ها به خير
صداي دلنشين ربنا - بوي لذت بخش نون سنگک و خوردن چاي شيرين و پنير و ليوان ليوان اب خوردن

روزه هاي کله گنجشگي - دزدکي خوردن ها  - احیاء گرفتن ها -  سحرها با رفقا قرار گذاشتن ساعتهاايستادنو الکي خنديدن و غرغراي مامان که ساکت بابا نصف شبي چتون
به هم پز دادن که من ديگه بزرگ شدم . ببين اصلا تشنه ام نميشه
اونوقت يواشکي دور از چشم همه يه غلپ اب بالا رفتن
يادمه بعضي موقع ها تابستونها که ماه رمضون بود سفره افطار تو حياط بزرگ خونه مي نداختم وه که چه عشقي داشت همه وقت اذان دعا و نماز می خوندن
 بوي مهر و دوستي هر کي از دم خونه رد ميشد صداي بفرما بود و يا الله ( بفرمائيد مهمون حبيب خداست ) ماه هم که ماه خداست .
سفره بي ريايي پهن بود دستاي گرم خدا تو دستمون
حالا سفره مياندازيم به اندازه بي صداقتيامون همه چي توش پيدا ميشه الا يه ذره معرفت . محبت و دوستي .
حتي نميخوايم بدونيم که خيلي ها افطارشون را با سفره خالي ، چشماي گريون ، دستاي سرد بازميکنند ، هر روز خدا روزه هستند بدون سحري ، بدون هيچ افطاري

تو رو خدا دعا بفرمایید این بنده حقیر را در این ماه پر برکت  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 شهریور1386ساعت 11:45  توسط مجتبی  | 
 

کلید رابطه سلام است

پس با سلام به ساحت مقدس شریف ترین انسان روی زمین، مقرب درگاه ربوبی ،چرا که آسمان و زمین خلق نشده مگر به خاطرعزت و جلال او " لو لاک لما خلقت الأفلاک "

سلام برتوای ضامن آهو،ای دریای جوشان رحمت خدا وای باران کرامت اوبر بندگانش

سلام برشما امام رئوف ای چکیده تمام خوبی ها

                       سلام برعلی بن موسی ایها الرضا...

... و من ،دل سوخته ام را ،روح آتش گرفته ام را ،چشمان تبدار دلم را و دستان بیمار روحم را به درگاه او بردم ،به پیشگاه او نالیدم ، از دست دنیا ، از دست اسارت خاک ، ازفراموشی انسان بودنم ، از دست کاهلی خودم که دست های سبز قنوت را ،مهرولطافت سجود را ،تمنای شاکرانه رکوع را و هق هق گریه های خضوع را از یاد برده ام ...  

نالیدم از دست دلم ،دلی که فرسنگ ها از تو فاصله داشت ،زیرا حقیقت را می دانستم ولی درک نکردم ؟؟؟

به خود که نگاه می کنم هیچ چیزجزغبار گناه نمی بینم .به ژفای وجودم که می اندیشم ،فقط سیاهی ها را می بینم پس چطور ممکنه...

چه صاحبخانه بزرگواری او مرا لایق خود دید گرچه شایسته این انتخاب نبودم او مرا پذیرفت

ممنونم امام رضا که راهم دادی

 

گمبد طلا

اذن دخول

سقاخونه

کبوتر حرم

پنجره فولاد

مسجد گوهر تاج

و

زیارت جامعه کبیره

 

یا علی بن موسی الرضا

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 شهریور1386ساعت 8:49  توسط مجتبی  |