الان که مشغول نوشتن هستم ، شب قبل وقتی که داشتم از مسجد شهداء خارج می شدم داشتم به این مساله فکر می کردم. که اگه بخوام گناه نکنم باید نگهبان خودم باشم اگه بخوام نگهبان خودم باشم باید تمرکز کنم . یعنی بتونم فکر کنم اگه بخوام فکر دینی داشته باشم باید به حضور حق توجه کنم و غیر از این هم نیست دوستان عزیز ...
مگر نه اینکه درمناجاتها و مراسمها و شب نشینی ها همش تاکید بر این بود که احساس حضور حق را در خودتون ازبین نبرید.
از حضرت آیت ا... بهجت سوال کرداند که آقا می خوایم گناه نکنیم اما نمیشه ؟ ایشان فرموداند : روغن چراغ کم است . یعنی حق رو حاضر نمی بینید ( معرفت به حق)
به نظر بنده حقیر اینکه میگن فلان مستحب انجام بده ، پرحرفی نکن ، پر خوابی نکن ، زیاد حرف نزن ، صبور باش ... اینها همش برای اینه که اون حالت حضورحق فراموش نشه ...
رفقا ! حالا می خوای اینها رو به عنوان شکسته نفسی ، شکسته بندی بگیر ... ولی این یک واقعیته . اینرو بگم که بنده از دروغ متنفرم و میدونم که هر چی مطالعه ام زیادتر بشه و عمل به اون نشه جزء به شقاوتم افزوده نمشه ...
معذرت به لحاظ این که شما بزرگان قدم رنجه می کنید و سر می زنید ومن ...این روزها دغدغم ،گرفتاریام ،مشکلاتم چند برابر شد به این دلیل حسش نیست دعا کنید که مثل آدمی زندگی کنیم و بمیریم .
یا علی
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 18:35  توسط مجتبی
|
